دخترم هفته پیش برا درس علوم یه کاردستی داشت
کلی درس دیگه هم بود همزمان هم تو خونه کار میکردم هم به کوچیکه میرسیدم
به شوهرم گفتم کاردستی رو میشه درست کنی
با پررویی گفت خودت درست کن و پاشد رفت با دوستاش تا نصف شب
منم تو کاردستی زیاد خوب نیستم
کار هم نکرده بود گویا
دیروز مادر دوست دخترم گفت اره دخترم با باباش باهم دزست کردن تو کلاس اول شده
خیلی دلم گرفت
از بیشعوری و بی عرضگی شوهرم
همیشه همینه
داغون شدم تو این زندگی