ساعت حدودای یک و نیم بامداد روز ۲۵ابان ۴۰۴ ک بالاخره راضی شدی بخوابی اومدی دراز کشیدی پیشم و چسبیدی بهم ...بوسیدمت لبخند زدی و بیشتر بغلم کردی و گفتی مامان بوس تو مثل داروعه، مثل یه چیز خوشمزس!
و من مثل همیشه از این قدرت کلامت شگفت زده شدم اخه فقط ۳سال و نیمته عزیزم.
بزرگ ک بشی اینو میخونی پس برات مینویسم ک کل وجود تو برای من داروعه مثل عسله
خیلی دوست دارم. تو نیمه وجودم نه...خودِ جونمی!