این روزا استرس امونمونو بریده بی پولی تنگ دستی بی انگیزه ای این همه کشت و کشتار تو سوریه و ایران و دعوای زن و شوهر همسایه انقدر صداشون میاد همدیگه رو میزنن می ترسم بهشون بگم ازشون میترسیم به خدا تپش قلب میگیرم انقدر میترسم به خدا دیگه نمیکشم دارم از غصه دق میکنم به نظر من سال چهار وصدو چهار بدترین سالیه تو بیست و چهار سال عمرم