دلم گرفته واقعا
خودمون مشکل داریم باهم (توی تاپیک های قبل گفتم)
خانوادش و اطرافیانش خیلی بدتر کردن
جالبه پسر اونا به ما فحش داده و دق کشمون کرده
بعد خانواده اش برای من خودشون رو گرفتن
انگار مقصر منم
جالبه اونی که اذیت شده منم
اوناییم که باهام بد برخورد می کنن اونان
۵۰ روزه قهریم
خانوادش فقط چند روز اول زنگ زدن
بعدش رفتن توی قیافه
شعورشون نمیرسه کسی که می خواد جدا بشه باید چندبار با چند تا بزرگتر برن بشینن خونه ی خانواده ی دختر تا راضیشون کنن
حالا اینا توقع دارن با حرفایی که پسرشون زده و کارهایی که خودشون زدن من و خانواده ی من پیش قدم بشیم
اینا زنگ زدن به فامیلای من کلی دروغ گفتن از زبون ما و خانوادم
حالا اونا دارن جلوی نامزدم یه جوری رفتار می کنن که انگار خیلی دلسوزن اما پشت سر همه چیزو خراب تر کردن
اونو دلسرد کردن
فقط واگذارشون کردم به خدا
دلم خیلی گرفته
واقعا حقم این نبود
نمی دونم چه گناهی کردم که تاوانم این زندگیه