بچه ها حالم از دیشبه انقدر بده حس میکنم قلبم میخاد کنده شه مبخواستم دیشب تاپیک بزنم ولی نشد .
دیشب با شوهرم دعوام شد به مادرم فوش داد گفت گور پدر مادرت صد بار بهش گفتم تو دعواها مادرمو نکش وسط .
مامانم منو تنهایی بزرگ کرده . کل جوونیشو برا من گذاشته بابام و مامانم طلاق گرفتن من ک دوسالم بوده مامانمم اصلا دخالت کن نیست تو زندگیمون سالی یبارم خونم نمیاد نمیپرسه شوهرت چکار میکنه نمیکنه اصلا کار ب شوهرم ندارع بعضی مادر زنا هستن ک زندگی دخترشونو بهم میریزن .
ولی مامان من خیلی خوبه خیلی خیلیم شوهرمو دوس داره هر وقت دعوامون میشه طرف شوهرمو میگیره تازه .
میگم حق نداری ب مادر من فوش بدی منو با سختی بزرگ کرد دست تنها باز میگفت گور پدر خودتو و مامانت انگار مامانت کیه وزیره .
از دیشبه از چشمم افتاده دلم میخواد برم تو اتاق نبینمش چشمم بهش نیوفته . حالم ازش بهم میخوره .
تازع باز طلب کارم هست ازم
اون بمن و مادرم فوش داده میگفت این روانی عقب مونده چی بوده بمن دادن این چی بوده من گرفتم بخدا خوبه والا🙂
به مامانم ک فوش داد ب مامانش فوش دادم مث خودش بعد میگفت من بگم تو گوه میخوری میگی راجب مامانم میزنم دهنتو پر خون میکنم .
تازه کتکمم زد حمله کرد بهم لگد زد دستامم چنگ زدع جا ناخوناش تمام رو دستمع .
بعد خودش نشست رفت تو گوشیش من بدبخت شبی رو صبح کردم انقدر گریه کردم ترسیدم سکته کنم
بچه ها نگید برو خونه مامانت طلاق بگیر و فلان مامانم هر چی پول تو بانک داشت داد برا من جاهاز گرفت وضع مالی خودشم خوب نیست نه روحی نه مالی ک منم برم بیوفتم سرش