به خدااا قسم من هيچ وقت اعتقادي نداشتم ولي الان كه ٣٤ سالمه تازه از خواب سادگي بيدار شدم ! من تك دختر بودم تو فاميل و خوشگل و خوش هيكلم ! نميخوام اينجا خودمو تعريف كنم شما كه منو نميشناسين ! و تو خانوادم همه چي برام محيا بود ! و اينكه خواستگار زيادي داشتم ! اصلا با غريبه ها كار ندارم با خودي ها كه چشم ديدنمو نداشتن ! دايم من خواب گربه سياه و مار سياه ميبينم كه مار بارها تو خواب نيشم زده و گربه سياه بهم حمله ور ميشه و از خواب پريدم ! يه مند لباس خونگيام سوراخ سوراخ شده بود و لكه هايي كه هيچ وقت نرفت !
و نامزدم كه فوت شد ! و چند سال همه كارهام گره داشت ! و تغيير رفتار يهويي ادامهايي كه باهم صميمي بوديم ! و حتي خانوادم ، ديگه پوست كلفت شدم و چندين بار طلام از خونم گم شده بدون اينكه كسي خونه ام بياد همين چند زوز قبل پشت گوشوارم رو زمين افتاده بود خودش نيست 💔💔💔 من ال بحال كاري ب كسي نداشتم و خسود نبودم ولي از ١٤ سالگيم تا الان همش رو من كار كردن بخداااا قسم ، سه بار تصادف شديد كردم تو اون چند سال نكبت بار !!! تا اينكه بدون يذره شكي يه نفر او خواب بهم گفت روت دعا هست اسممو بارها صدا كزد و از خواب بيدار شدم ! تا بحال هيج دعا نويسي نرفتم ولي از خدا ميخوام از ته قليم ميگم خدايا هر كه پشت سر كسي دعا و طلسمي ميكنه چنان زندگيشو خرااااااب كن كه فقط فكرش فقط تو مشكلات خودش باشه !
من كه حالم خيلي بد بود اون سالها 🖤😭🖤
خدااااااايا ....خودت كه شاهد بودي ....