مامانم صبح تخم مرغ آبپز درست کرده گفتم بهش بزار بعدا بخورم بعد قشقرق بپا کرد جیغ زد گفت تو ریدی تو زندگیمون ریدی تو آسایشمون زندگیمون خراب کردی دلخوشیتونو گرفتی بعد میگه چرا فامیلامون مسخره میکنی بعد خود دخترعموم زنداییاشو مسخره میکنه به من میگه ج.ده منو با همه مقایسه میکنه پدرمو درآورده بخدا بغض نمیزارن خوب تایپ کنم میگه دختر فلانی اینه اونه من چی براش کم گذاشتم
ممنون میشم راهنماییم کنید چکار کنم باهاش درضمن من حالم بده مریضم مسخرم میکنه کلی سرم داد میزنه بخدا دیگه دووم نمیارم
خواهرانه بهم بگید چکار کنم با این مریض