۹ ماه تموم شب روزم با ذوق آمدنت گذشت با همه سختی هاش ولی وقتی فک میکردم قراره بعلت منم دلم میلرزید وقتی اولین بار دیدمت دنبا مال من شد همه دردام یادم رفت گفتم ارزش این همه درد و سختی رو داشت ۹ ماه تو جاده ها برو بیا بهترین دکتر بهترین وسایل ها
من هنوز یک دل سیر بوست نکردم بغلت نکردم میگفتم همیشه پیشمه همیشه بغلش میکنم همیشه بوسش میکنم وقتی ذوق بابات رو میدیدم زندگی قشنگ از این دو روز نمیشد وقتی خونمون بودی با خودم گفتم خدایا یعنی همیشه همینقدر خوشبختم ؟ دیگه همیشه اینجوریه ؟
چرا رفتی قربونت برم چرا دلمو سوزوندی چرا ذوقمون رو کور کردی میدونی بابات چقدر دوست داشت ؟؟
دلم میخواد لغات کنم دلم میخواد بوست کنم دلم میخواد صورتتو بچسبونم به صورتم خدایااااااا من چقدر آرزو های قشنگی داشتم
من حتی عروسیش هم تصور کردم موهاش رو خرگوشی بستم براش عروسک های خوشگل بخرم دیدی بابا چه عروسک خوشگلی برات خریده بود ؟ عمه و مامان جونت گفتم بزرگ بشی مامانشون میشی نشد نشد نشد