من 16سالم بود بابام مرد/7سال گذشته نه فارغ التحصیلیمو دید نه دانشگاه رلرفتنمو نه گواهینمو و نه قراره تو عروسیم باشه سر سفره عقد اجازه بده نه قراره در اینده بچه هام بهش بگن بابابزرگ7 سالی که گذشت من انقدر اسیب دیدمممممم که حس میکنم جونی نمونده اداامه بدم(بازش نمیکنم ولی بعد فوت بابام همه بهم ضربه زدن اصلا وقت نکردم عزعداری کنم فقط به پاسگاه دادگاه بود )
خداراشکر کن دید بابت بزرگ شدنتا من هیچیمو بابام ندید 39سالگی فوت شد
اروم تر میشی بعد چندسال شک نکن
ولی غمش تا اخر عمر رو دلت سنگینی میکنه
بسپار به زمان ایشالله خدا صبرت بده عزیزم مادرتا برات نگه داره