مامانم اینا تو یه شهر اطراف تهران زندگی میکنن 2سال پیش یه روز میبینن تو کوچه صدای جیغ و داد و بیداد میاد میرن میبینن خانوم همسایشون داره جیغ میکشه بچم نیست خلاصه داستان از این قرار بوده بچه ها داشتن تو کوچه بازی میکردن پسر بچه هم داشته با اینا بازی میکرده یهو مامانش میاد میبینه نیستش از بچه ها میپرسه یاسین کجاس میگن ما دیدیم یه اقایی اومد دستشو گرفت بردش پلیس اومد و....
بهشت آنجاس که آزاری نباشد،،، کسی را با کسی کاری نباشد 😒😒😒
قدیما هم این اتفاقا میوفتاده ولی خب خبرا مثل الان فراگیر نمیشده. کلا باید خیلی مراقب بچه ها بود.
عزیزم این حرف ک شما میگی برااینه ک دل خودتونواروم کنید نترسید الان فضا مجازی خبراپخش میشه رسانه قدیماهم مردم از سر قنات گرفته تا حموم جمع میشدن دورهم خبراپخش میشده ولی کمتر بود بابا کجا قبلا میتونستن بچه راببرن دل رودشو بفروشن ولی الان میتونن
دو سالشہ نمیدونید چقدر روحیہ ام خراب شدہ چقدر سر اون پسر بچہ داد و فریاد کردم گفتم بہ م ...
خیلی رفتارت با پسره بد بوده اونکه عقلش نمیکشه باید بدون دعوا کردن راهیش میکردی خونشون دیگه اجازه نمیدادی باهم بازی کنن
اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه به دل میگم کاریش نباشه … بذاره درد تو دوا شه بره توی تموم جونم … که باز برات آواز بخونم
خیلی رفتارت با پسره بد بوده اونکه عقلش نمیکشه باید بدون دعوا کردن راهیش میکردی خونشون دیگه اجازه نمی ...
ھر کسی یک واکنشی دارہ نمیدونم شما واقعا اینقدر ریلکسی؟ عقلش نمیکشہ یعنی چی؟عقلش میکشید کہ اومد بہ من گفت داخل اتاق یکھو نیا میدونست دارہ کار بدی میکنہ بہ نظر خودم و خیلی دیگہ باید سیلی ھم میخورد اینقدر براتون کم اھمیتہ این موضوع؟ واقعا تعجب میکنم
ھر کسی یک واکنشی دارہ نمیدونم شما واقعا اینقدر ریلکسی؟ عقلش نمیکشہ یعنی چی؟عقلش میکشید کہ اومد بہ من ...
بهتره در باره رفتار با کودک یه خورده مطالعه داشته باشی .
اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه به دل میگم کاریش نباشه … بذاره درد تو دوا شه بره توی تموم جونم … که باز برات آواز بخونم
بهتره در باره رفتار با کودک یه خورده مطالعه داشته باشی .
کتاب خوندن و از دور قضاوت کردن یک چیزہ از نزدیک یک موضوعی لمسکردن چیز دیگہ پسر بچہ ای کہ خانوادش وقت صرفش نمیکنن مسئولیتش برعھدہ من نیست و برخورد نرم و بی تفاوت باعث بی بند و باری جنسی بزرگسالی میشہ صد درصد رفتار اون پسر بچہ از روی لذت نبود و کنجکاوی محض بود ولی ما داریم تو جامعہ ای زندگی میکنیم کہ امثال دانایانی مثل تو زیادن و ھر جور توضیح بدی میخوان جور دیگہ خودشون عالم و دانشمند نشون بدن خانم من مادر اون بچہ نیستم کہ بخوام توجیھش کنم من بہ دیدہ یہ مادر بہ بچم نگاہ کردم کہ دارہ ازش سو استفادہ میشہ ھر چند از سر کنجکاوی اگر می تونید شما کمی اطلاعاتت بالا ببر و بدون کہ تنبیہ لازمہ تربیت بچہ است مخصوصا بچہ ھای ناھنجار شما انتظار داری من با ملایمت پسر بقل میکردم میبوسیدم میگفتم نازنینم برو خونتون بدون اینکہ بچہ بدونہ من متوجہ کار اشتباھش شدم؟ لطفا نظراتت برای خودت نگہدار من برای عبرت گفتم بہ اینکہ امثال تو بخوان زیر سوال ببرن من
من خیلی جدّی و سختگیرانہ با ھر کسی کہ باشہ رفتار میکنم تا رفتار تند من و فاش شدن کارش پیش خانوادش مانع تکرار اشتباھش بشہ تمام این مسائل از دید روانشناسی درستہ
کتاب خوندن و از دور قضاوت کردن یک چیزہ از نزدیک یک موضوعی لمسکردن چیز دیگہ پسر بچہ ای کہ خانوادش وقت ...
فقط واسه امثال شما میشه متاسف شد همون چهارتا کتابی که گفتم بخون لااقل بچه خودتو بتونی درست تربیت کنی .با این طرز حرف زدنت واقعا معلومه هیچی متوجه نیستی .
اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه به دل میگم کاریش نباشه … بذاره درد تو دوا شه بره توی تموم جونم … که باز برات آواز بخونم
فقط واسه امثال شما میشه متاسف شد همون چهارتا کتابی که گفتم بخون لااقل بچه خودتو بتونی درست تربیت کنی ...
تو کی ھستی کہ بخوای برای من متاسف باشی بی سوا دایی مثل تو ادعای فضلشون میشہ از امضات معلومہ پست زدن عقدہ ای شدہ ای عقدہ ھای پس زدہ شدنت اینجا خالی نکن بی سواد بد بخت از اونایی ھستی کہ ھر کسی کاری باھات کنہ خوشت میاد دانشمند ھاااااا😅خوش بگذرہ بھت ولی ما از اوناش نیستیم دانشمند ۴ تا کتاب اسم ببر ببینم دانشمند؟ از ھمونایئ کہ تو اسباب بازی فروشیا میفروشن میگی روانپریش؟
فقط واسه امثال شما میشه متاسف شد همون چهارتا کتابی که گفتم بخون لااقل بچه خودتو بتونی درست تربیت کنی ...
کاش یکی بود بہ مادرت ھم این توصیہ ھا میکرد تا عقدہ ای مثل تو پرورش نمیداد مشخصہ سرشار از عقدہ ای بدو برو گفتن سگ بگو واق از این واقعا برای مادرت متاسفم کہ ھمچین عقدہ ای پروری کردہ بہ سلامت
اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه دوباره باز غمت بیاد که منُو مبتلا کنه به دل میگم کاریش نباشه … بذاره درد تو دوا شه بره توی تموم جونم … که باز برات آواز بخونم