2777
2789
عنوان

بهم تعرض شد

526 بازدید | 40 پست

چند روز پیش خودمو خواهر برادرام ساعت شیش عصر رفتیم در سوپر مارکتی و مسیر سوپر مارکت تا خونمون هیچی نیست یعتی خلوت خلوته. رفتیم و من چندتا سوسیس گرفتم گزاشتم رو ترازو بعدش یه مردی که پیر بگو و لاغر و کمرشم خمیده بود بود گفت میشه اینارو بردارید من تخمه رو بزارم رو ترازو؟ منم بدون هیچ حرفی برداشتم. اون حساب کرد و رفت باز برگشت یه خودکار هم خرید و باز رفت. و به مغازه دار گفت من میرم فست فود x... ما کارمون تموم شد داشتیم میرفتیم دیدم این اومد و منم دیده بودم موقع اومدن که فست فودیه بسته هست بهش گفتم آقا فست فودیه بسته هست (گفتم ثواب کرده باشم بدبخت تو سرما نخواد این همه راه بره) بهش گفتم.

بعد ازم پرسید شما خونتون تو فلان مجتمع هست؟ من بد نگاش کردم و چیزی نگفتم و خودش دوباره گفت دیدمتون اونجا برای همسایه هاتون غذا آوردم من تو فست فودیه کار میکنم و خودش همینطوری راجب خودش توضیح میداد.. من باهاش حرف نمیزدم این دنبالمون میومد و زدیم اون دست خیابون باز باهامون اومد. اینو بگم که به شدتتتتتتتتتت زیاد استرس داشتم نفسم هم حتی گرفته بود چون کسی اونجا نبود خواهربرادرامم کوچیک بودن نمیدونستن یهو داداشم میخواست یه چیزی از داداشم بگیره یهو سه چهار قدم رفتن جلو تر مرده اومد دستمو گرفت من نمیتونستم هیچ کاری بکنم حتی نمیتونستم بگم نکن همش پشت سر هم میگفتم نه نه نه و بعدش اون شماره میخواست بهم بده اومد جلوم دستشو آورد پشت که بهم بده خواهر برادرم نبینن و من حالم بدتر میشد اخرشم دید من همش میگم نه رفت جلو تر و برگه ای که توش شماره نوشته بود رو انداخت رو زمین پا روش گذاشت.

که الان مشکل این نیست. به مامانمم گفتم گفت تقصیر خودت بوده نباید بهش میگفتی و اون شب تا صبح خوابم نبرد بابامم بهم گفت تو خواب ناله میکردی و گریه کردی..



چطوری یه سروصدایی در بیارم یا اصلا اون لحضه ذهنم قفل میکنه نمیدونم چی بگم بعدا بهش فکر میکنم تو ذهنم میتونم جواب بدم ولی واقعا این مشکلو دارم😭😭😭😭حتی واسه مرده میترسم برم بیرون

شاید اصلا برای یسریا چیز مهمی نباشه ولی خیلی ناراحت کننده بود برام و هنوزم که بهش فکر میکنم اذیت میشم.

لطفا قضاوتم نکنین چون همش تو فکر اونم و میترسم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عزیزم چند سالته؟

نه نه چیه؟ یاد بگیر دفاع کنی از خودت

کاربری دست چند نفره به خدا کمبود شماره بود ؛ هر فردم شعور اینو داره که تو تاپیکای مخصوص به سنش شرکت کنه❤️دهان شما خروجی افکار شماست وقتی باز میشود سریعترین راه برای درک شخصیتتان دراختیار مخاطب قرار میگیرد مواظب ویترین شعورتان باشید،تا افکار و وجودتان خریدارهای بیشتر داشته باشد!

عزیزدلم آروم باش

بهش فکر نکن مردک عوضی بیشعور

به پدر و مادرت بگو برن دم مغازش تهدیدش کنن

اصلا هم نترس هیچ ترسی نداره کسی خواست اذیتت کنه بلند و قاطع باهاش برخورد کن یا داد بزن

اینجور آدمای عوضیو باید سرجاشون نشوند

این حرکات غیرارادیه

موقع ترس یکی خشکش میزنه

یکی غش میکنه

یکی فرار میکنه .....

کسی جز استارتر منو ریپلای نکنه ....اگه دلتون بحث میخواد یه تاپیک جدا بزنید تگم کنید میام اونجا حسابی از خجالتتون درمیام...گاهی جواب مزخرفات بعضیارو نمیدم ...من همون آدمیم که نه تحصیلات نه معدل الفم تاثیری روی حرف زدنم نذاشته حرفمو رک میزنم حق میزنم میخواد خوشت بیاد میخواد بدت بیاد پشت این کاربری یه آدم بی آزار نشسته که اگه خیلی اذیتش کنید بیفته سر لج باید سفره صلوات پهن کنید تا کوتاه بیاد....اگه ارجاعت دادم به امضام یعنی  نه تنها حوصله یاوه گویاتو ندارم بلکه به هیچ جای مبارکمم حسابت نمی کنم ....سعی کن زیاد به پر و بال من نپیچی من اعصاب ندارم یهو میزنم کتلتت میکنم به خود میای میبینی کتلت شدی ...حسن ختام اینکه تضمین میکنم من بی حوصله ترین ادمی هستم که توی عمرتون دیدید...

اشکال نداره

حتما سنت کمه یا زیاد نمیایی بیرون

وقتی تازه بیایی توی اجتماع و این اتفاق ها اولین بار برات بیفته شوک میشی.

الان دیگه یاد میگیری وقتی کسی دیگه خواست مزاحمت بشه فوش بارش کنی و داد بزنی

 💫 Que sera, sera 💫🧚‍♀️  خدایا من را خرج کاری کن که مرا به خاطرش آفریدی..🤍🕊️

هیچ غلطی نمیتونم بکنه نگران نباش ولی اگه بازم دیدیش و خواست باهات حرف بزنهاصلا محلش نده و حتما به بزرگترت بگو . حتما درمورد این جور اتفاق ها بهخانواده آن بگو و اصلا نترس

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792