لطفا کمکم کنید!
من رابطم با مامانم خوبه ولی قراره امشب چند نفر از فامیلا بیان خونمون و ما داشتیم تدارک می دیدیم بعد مامانم نمیدونم رفته بود بیرون بیرونو تمیز کنه دستمال بکشه من نمیدونستم یکدفعه نگو کفش بابام افتاده رفته پایین به من گفت برم بیارمش و من رفتم و اومد بعد یکدقه خواستم به مامانم بگم چی اتفاقی افتاده یکدفعه درو باز کرده بود اصلا نمیدونم چی شد یکدفعه داد زد بیا تو دیگه حالا وایساده برامن تعریف تا حالا اینجور نکرده بود منم کفشو انداختم بعد دیدم که خاک داره دو سه تا دونه خاک افتاد زمین بخدا خیلی کم بود بعد مامانم با چشای خون زده برگشت و گفت فحش و فحش سگتوله و اینا و کثیف کردی و بخدا بدون کفش داشت میومد منو بخوره بعد من انقد ترسیده بودم با صدای لرزون گفتم مامان تو خودت گفتی اینجا کثیفه من سه چهار قدم رفتم عقب با حرص گفت حق داره یدونه سیلی بخابونم دهنت (قبلا هم زدتم من بیکار واینمیسم اونم خیلی شدید نزده ولی ۲ بار سیلی رو یادمه ) بعد گفت بیا تو تا میزنمت و...
من بدبختم اینا رو جم داشتم میکردم یک گوشه دیوار دستمال بیارم تو مرحله جمع کردن یکدفعه اومد و من اینجور تمیز کرده بودم من اینجور تمیز کرده بودم سگتوله و... داد میزد خجالت نمیکشید دادش داشت تو ساختمون میپیچید
بعد تو همون خرف زدنا از کلا و موهام محکم گرفت کشید منم دستم و برای دفاع پرت کردم بعد زد توسرم از سرم هلم داد تو خونه😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 من خون و اشک جلو چشام و گرفت و هیچ نمیدونم چی کردم و چیشد اومدم اتاقم بابام گفت چیه با گریه گفتم گرفته داره عین سگ من میزنه بعد گفت زدت گفتم آره بعد گفت زدیش مامانم گفت غلط کردی سگتوله اون زدن بود بعد دیدم بابام داره برای مامان میره باز من ترسیدم به مامانم کاری کنه رفتم گفتم منم زدم خودمو خراب کردم ولی اون زدن نبود واقعا بعد گفت خوب بزارین این دوسه ساعت تموم شه تا
مامانم گفت میزدمم تو کاری نمیتونی بکنی و یکم بحث کردن بعد هیچی هرکی رفت یک طرف
اصلا حالا مامانم یه جوره مثل دشمن داره رفتار میکنه
تا حالا اینجور سه تایی انقدر شدید دعوا مون نشده بود حالا من...
امتحانم مونده زبانم مونه فردا چند جا مهمدنیم مهمون داریم و قرار بود بریم برف بازی اصلا نمیدونم جی کنم چی میشه الان باید چیکار کنم آخه دیوانه شدم ...