سلام به دلایلی من خیلی افسرده شدم مدام فکرخودکشی میزنه به سرم همش سردردو قلب درد سرمومیزنم به دیوار وسط گریه هام میخندم توهم میزنم باخودم حرف میزنم و...من شوهر دارم خیلیم دوسش دارم ولی بخاطراینکه درکم نمیکنه وهمش باهام دعوامیکنه وسرم داد میزنه حال روحیم بدترمیشه خانوادم نمیدونن وگرنه نمیزارن تنهابمونم کارهرروزم شده گریه شاید بخاطر گذشته بدی بوده ک داشتم خیلیا بهم مشاوره دادن ولی تغییری نکردم به شوهرم میگم بریم روانشناس میگه دارومیدن بهت بدترمیشی... چیکارکنم
قبول کن برای هر کس ممکنه توو هر دوره از زندگیش پیش بیاد
عزیزم حتما پیش هر روانپزشکی نرو و اینم خوبه میگی بخاطر گذشتته برای مدارا کردن با گذشتت در کنار روانپزشک به یک روان درمان گرا هم مراجعه کن و هر چند هزینه داره ولی بدون جای دور نمیره روح همه چیزه نزار حالت وخیم تر بشه
تنت زخمی،دلت آزرده باشد//نگاهت سرد و باران خورده باشد//شده؟!گنجشک باشی و شبی باد//تمام لانه ات را برده باشد؟!