با دوستم که تو تیر ماه محرم میرفتیم روضه رفتیم پیش دختر عمم رفیق دختر عمم با داداش رفیق دختر عمم اوتجا بودن بعد این منو دیده بود از من خوشش اومده بود 5 سالم از من بزرگتره اومده بود به دختر عمم گفته بود من از دختر داییت خوشم اومده دختر عمم جواب داده بود تو سنت زیاده و اون هنوز کوچیکه و هواشو داشته باش اذیتش نکن خیلی سادس بعد شماره منو بهش داده بود.منم رفتم پیامش دادم گفت ازت خوشم اومده و از این حرفا منم اینطوریم که روم نمیشه با پسر اصن حرف بزنم و تو این چیزا باشم اولین بارم بود که رل زدم بعدش هی میگف که میتونی هرروز بیای بیرون ببینمت و لباس چی میپوشی و چنتا عکس از خودت بفرست و مشکلی نداری باهم عکس بگیریم یا تورو به رفیقام و پسر عموم معرفی کنم بیام با ماشین و موتور دنبالت بریم بیرون و اگر برات نیم..تنه بخرم میپوشی با بوس و بغ....ل و این چیزا ک خیلی عادیه مشکلی نداری منم گفتم حالا بدش میاد گفتم نه ندارم ولی نیم.تنه دیگه چرا میخای بخری نمیشه حالا یچی دیگه بخری من بیرون اینارو نمیپوشم بدش اومد و گف اوکی.بعدش دو شبشو هی میگف بیا میخام ببینمت من بهونه میوردم میگفتم نمیشه تا اینکه سه شب بعدش گفتش که حالا بیا و منم پوشیدم رفتم با رفیقم همون رفیقم ک تو تاپیکا قبل واستون تعریف کردم.بهش گفتم مارو تنها نزار بیا دنبالمون توروخدا ولی وقتی رسیدیم اونجا به رفیقم گفت تو نیا رفتیم تو پارک یه تابی زدیم گفت بیا بریم یجا خلوت من هی گفتم نه چرا گفت اینجا زشته یکی میبینه گفتم مگه میخایم چکار کنیم نه بعد گفت نگا همین الانشم خیلی دیر اومدی بیا بریم دیگه عصبانی شد و گفت منم گفتم خب باشه داشتیم میرفتیم یه کوچه هست خیلی خلوته رفیقم دستمو گرفته بود هی میگفت نرو نرو منم اروم یواشکی میگفتم کیانا نمیخام برم توروخدا نزار برم بیشتر اسرار کن خیلی گفت یهو اومد جلو به کیانا چیز گفت و گف بیا بریم وقتی رسیدیم دستمو گرفت و دستاشو گذاشت رو شونم اولش ب..ل کرد بعد گفت چشماتو ببند و ل.... میدونم کارم اشتباه بوده بخدا خیلی پشیمون بودم ولی من نمیخاستم من توبه کردم من حتا بعد از این رومم نمیشد بگم کات ولی رفیقام رفتن گفتننن باید بگی وقتی نمیخای بعدشم من خیلی گریه کردم اصن حالم بهم خورد وقتی رفت رفتم بالا اوردم اصلا حالم خوب نبود خداروشکر گذشت امیدوارم خدا بخشیده باشتم.حالم ازش بهم میخوره بعد الان دوباره بهم پیام داده چکار کنم توروخدا کمکم کنین خیلی بنداله براش فرستادم چرا انقد بندالی میگه مگهه چکار کردم انقد اعصابت خورده خیلی رو داره جوابشو ندادم میگه جواب بده چکار کنممم نمیخام بلاک کنم شده فوش کشش میکنم بخاطر کاری که کرد ولی بلاک کنم؟!واقن نمیفهمم ای خداا
تو همین محلمون بود روضه گفتش بیا تو پارک همو ببینیم پارک روبه رو روضه.من 15 سالمه گلم🥲
الهیی توی سن کم نرو تو رابطه عزیزم اگه دوست داری معاشرت کنی با جنس مخالف معاشرت کن اما خط قرمز داشته باش دوست معمولی باش یا صرفا در حد بیرون رفتن اما هرچقدر الان فاصله بگیری از پارتنر به نفع خودته
وقتی برید موی تورا خنجر عرب در تار و پود قالی کاشان کشیدمت🪭