تو تاپیکا قبلم گفتم با دوستم سر چی اختلاف پیدا کردیم و چقد گریه کردم.هرچی زنگش میزدم این چندروز جوابمو نمیداد ر.د بهممممم مامانم امروز زنگ زده بهش گفته نازنین گریه میکنه و جیغ و داد کرده به باباش گفته مدرسمو جابه جا کن و زنگش بزن الان زنگ زده ر.ده بهم میگه چرا تو زنگ نزدی تو باید زنگ میزدی و چرا رفتی به مامانت گفتی فکر کردی من نمیدونم تو به مامانت گفتی زنگ بزنه اینارو بهم بگه من نمیدونم چرا اینطوری کرده مامانم چرا اینطوری ریییییییییدههههههههه خدایا دلم میخاد خودمو بکشم دلم میخاد بمیرم راحت شم چرا اخه چرااا😭😭😭😭😭اصلا هم با دوستم خوب حرف نزدم و خدافظی کرد قطع کرد