یه خواستگار دارم چند وقت پیش اومدن و ما رفتیم با هم حرف بزنیم و پسره با یه صدایی که به شدت داشت خودشو جر میداد توش خش بندازه و کلفتش کنه حرف میزد که من اینو دارم من اونو دارم من کجارو گرفتم من پولدارم من من من من و اصلا تو چشام نگا نمیکرد دلم میخواست دست ببرم حلقشو جر بدم خلاصه که به زور تحملش کردم تا وقتی رفتن
قیافه و ایناش به شدت اوکی بود ولی قد سگ از شخصیتش خوشم نیومده ولی مامان بابام همش میگن نه عالیه نه فلانه فکر کن دربارش و...هرچیم میگم بابا این اینجوری بود میگن نه تو زیادی حساسی از همه یه ایرادی میگیری
حالا اینا زنگ زدن واسه جواب
موندم چیکار کنم