اگ بگم میزنی تو سرم که چرا دلم براش تنگه الان:)
اصلا بهم احترام نمیزاشت،قضاوتم میکرد مقایسم میکرد،میرفتیم بیرون حاضر نبود منو. ببره کافه ای جایی فقط تو ماشین اونم به جون بابام یه آب معدنیم اول آخرش برام نگرفت از همه مهم تر اینکه شکاک بود در جایی که خودش همه غلطی میکرد این اواخرم فهمیدم هنوز رو اکانت اکسشه ولی اصرار داشت که بی منظوره...
تمام روزو ازم خبر نمیگرفت و اگ من تو اون تایم بدون اجازه میرفتم بیرون شاکی میشد و قهر میکرد
خیلی بهم دروغ میگفت و من میفهمیدم فقط نمیتونستم ثابت کنم
و...
خلاصه دیروز رفتم بیرون قرار شد بهش زنگ بزنم قبل اون دوستم زنگ زد مشغول اون شدم،بهم زنگ زد پشت خط بود درجا جواب دادم همینکه فهمید با دوستم حرف زدم قط کرد
منم دی تحمل این همه بچه بازی و خودخواهی و بی درکی رو نداشتم و بهش پیام دادم ن بهم زنگ بزن نه پیام بده...