من ی دوست صمیمی داشتم
خیلی صمیمی
خونه هم میرفتیم
هرروز بیرون میرفتیم
اژ دوست پسرای هم خبر داشتیم
باباشینا خونشونو عوض کردن رفتن سمت غرب تهران
یکی دو ماه بعد از این ک رفتن یهو این دوستم خطش خاموش شد
و کلا ازهمه جا ناپدید شد
دیگه نه زنگی نه پیامی
تا بعد ۶ماه یهو تو فروشگاه دیدمش
شاد و خرم
اومد گفت سلام خوبی چطوری
دارم میرم خونه خواهر شوهرم اخه شوهر کردم🫤😐
منم خیلی سرد و خشک گفتم مبارکه
گفت چون شوهر کردم خطمو عوض کردم یادم رفت خط جدیدمو بهت بدم
الان شمارمو بزن
گوشیمو دراوردم شمارشو گفت سیو کردم بعد خیلی سرد خدافظسی کردم همین ک رفتم دو قدم اونور تا شمارشو پاک کردم.
خجالت نمیکشن بعضیا فک میکنن شوهر کردن چ افتخاریه قراره شوهرشو بخورم انگار
خیلی زشته تا شوهر میکنید این کارو میکنید بخدا
😐😑خیلی ناراحت شدم