رفتیم خونه یکی از اقوام تمام مدت اصلا با کسی کار نداشت بچشون رو گرفت فقط با اون بازی میکردم یک سال و نیمش بود فامیلمون گفت انقدر بچه دوست داره چرا خودتون بچه دار نمیشین شوهرم برگشت گفت من که از خدامه منم الان پرسیدم اون روزی جدی گفتی گفت آره ولی به وقتش الان فقط خودمونو عشقه گفتم خب میریم خونه کسی کم غرق بچه هاشون شو خواهشا تا کسی نگه شوهر های شمام برا بچه مردم ذوق میکنن😂