صبح بابام نذاشت برم کتابخونه
گفت برف میاد لیز میخوری دست و پات میشکنه
همونو خوابیدم از اون موقع
با لباس بیرونی
کاپشنم انداختم روم
بعد ببینین
وضع عالی
معدم تیر میکشه از گشنگی
اشتها ندارم نمیتونم چیزی بخورم به خاطر پریود
زیر دلم انگار داره تیکه تیکه میشه از درد
بعد
اسید معده بهم تنگی نفس داده
بی حاله بی حال
سنگینه سنگین
گلومم درد میکنه 🤣🤣🤣
امتحانامم از هفته دیگه شروع میشه🤡🤣🤣🤣