بچه ها چجوریه من اولین بار با دوستام مبخوام برم اونا چند دفعه رفتن
من باید چیکار کنم بعد من عینکیم شنیدم باید اونجا بدوییم و اینا با عینک میتونم برم یا باید در بیارم بعد گوشی و کیف و اینا هم میشه برد تو
میشه یه صلوات به مهمونم کنید مهربونای دل پاک من میدونم که خدای من مهربون تر از چیزیه که من فکر میکنم میدونم خدای من اونقدر بزرگ و مهربونه که هرچی به صلاحمه برام رقم میزنه میدونم که خدای من همیشه هوامو داره و تنهام نمیزاره میدونم که خدای من هیچوقت منو تنها نمیزاره و صلاحمو میخواد میدونم که خدای من همیشه مراقبمه و مشکلاتمو حل میکنه
وای باد یسال پیش افتادم قرار بود با دوستام بریم اتاق فرار یکی از دوستامون که قبلا رفته بود گفت اکتورا به بهانه ترسوندت به اندامت دست میزنن تهش گفتم نمیام چقد بهم گفتن عقب مونده😁
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
گوشی نمیزارن ببری بعد اون کسایی که میترسوننت هم نمیتونی دست بزنی یا فحششون بدی مراحل معما داره باید ...
مشهد ک ما رفتیم ن معما داشت هیچی فقط ی جای بود ک ترسناک و اینا بود مثلا بعد همه جا تاریک میشد گفت بچسپین ب دیوار ی جایی دیوار تموم میشه فقط باید بدوییین اونام دنبالمون میکرد یکی جیغ میزد یکی با اره برقی میدویید وای ک چقد جیغ زدم🤣🤣🤣
ویییی من بودم میزدم تو دهنش اینقد بدم میاد یکی موهامو بکشه یه اکیپ دیگه از کلاسمون هم رفته بودن همین ...
حالا قبلش ی دختر غریبه ک بغلم بود گفت دست منو ول نکن ک من خیلی میترسم این موقع ک دیوار تموم شد من فقط میدویدم هر چی میگفتن دست همو ول نکنید من اصلاااا🤣🤣
ویییی من بودم میزدم تو دهنش اینقد بدم میاد یکی موهامو بکشه یه اکیپ دیگه از کلاسمون هم رفته بودن همین ...
قطار وحشت و اینا دیگ بدتر ی دختره بود همراهمون ک فوش خواهر مادر میداد ب اکتور اکتورم بدتر بهش گیر داده بود و این داشت گریه میکرد این دختره کنار من نشسته بود چسپیده بود ب من منم چسپیده بودم ب قسمتی ک ب دیوار نزدیکع یهو اکتور اومد نشست بغل دختره دختره فقط میگفت تو رو خدا برو غلط کردم من برمیگردم😂😂
وای باد یسال پیش افتادم قرار بود با دوستام بریم اتاق فرار یکی از دوستامون که قبلا رفته بود گفت اکتور ...
واقعا دست میزنن؟
میشه یه صلوات به مهمونم کنید مهربونای دل پاک من میدونم که خدای من مهربون تر از چیزیه که من فکر میکنم میدونم خدای من اونقدر بزرگ و مهربونه که هرچی به صلاحمه برام رقم میزنه میدونم که خدای من همیشه هوامو داره و تنهام نمیزاره میدونم که خدای من هیچوقت منو تنها نمیزاره و صلاحمو میخواد میدونم که خدای من همیشه مراقبمه و مشکلاتمو حل میکنه
بعد من چادریم اون جا باید چادرمو دربیارم کمدی چیزی میدن وسایل بزاریم چادرمو بزارم اونجا
میشه یه صلوات به مهمونم کنید مهربونای دل پاک من میدونم که خدای من مهربون تر از چیزیه که من فکر میکنم میدونم خدای من اونقدر بزرگ و مهربونه که هرچی به صلاحمه برام رقم میزنه میدونم که خدای من همیشه هوامو داره و تنهام نمیزاره میدونم که خدای من هیچوقت منو تنها نمیزاره و صلاحمو میخواد میدونم که خدای من همیشه مراقبمه و مشکلاتمو حل میکنه
یکی از دوستام و یه اکیپ دهنفره از کلاسمون پارسال رفتن گفتن دست میزنن البته خودشون میگفتن خودمون میگی ...
وای من بدم میاد که اینطوری
میشه یه صلوات به مهمونم کنید مهربونای دل پاک من میدونم که خدای من مهربون تر از چیزیه که من فکر میکنم میدونم خدای من اونقدر بزرگ و مهربونه که هرچی به صلاحمه برام رقم میزنه میدونم که خدای من همیشه هوامو داره و تنهام نمیزاره میدونم که خدای من هیچوقت منو تنها نمیزاره و صلاحمو میخواد میدونم که خدای من همیشه مراقبمه و مشکلاتمو حل میکنه