دو روزه که من و بچه رو تنها گذاشته رفته شهر دیگه برا امتحان دورش. دیروز تولدم بود. منم هی خودمو با این توجیه که مجبور بود بره و بمونه دو روز امتحان داشته . مجبور بود خونه دوستش بمونه . داره درس میخونه که یادش رفته تولدمه. تا امروز که اومده تعریف کرد که دیروز کامل ب گشت و گذار بودن جاهای دیدنی اون شهر. ب روش نیاوردم که تولدمه. غذاشو خورد بعدم گف عذاتو خوردی ی پتو بنداز رو من . خ خسته ام! همین
ایتقد زندگی رو سخت نگیرید واسه یه تبریک نگفتن شدهرتوت رو دوست داشته باشید احترامش بزارید
ای ضامن آهو واسطه من بین خدایم بشو تا حکمتم را در این ببیند که من هم طعم لذت بخش مادری را بچشم .......بالاخره بعد از ده سال در تاریخ۱۴۰۲/۶/۹ مثبت شدم و مادرشدم خدایاشکرت
دوست عزیز وقتی من توی قسمت تبادل نظر ،نظر میدم تا وقتی مخالف قوانین سایت نباشه کسی حق اعتراض نداره!!!چون اسمش تبادله نظره! من نظرم و میگم، چه بد ،چه غلط یا خوب و درست!!!من نمیتونم نظرمو طبق استانداردای تو بیان کنم و اگر فکر میکنی کامنت من صحیح نیست به راحتی میتونی جواب ندی یا گزارش بزنی...لازم به جنگ و جدل نیست
چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂 چیزی که وحشتناک بود حس می کردم نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده 💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست دارهیه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
ایتقد زندگی رو سخت نگیرید واسه یه تبریک نگفتن شدهرتوت رو دوست داشته باشید احترامش بزارید
فقط این نیست هر چیزی مربوط ب منه براش بز اهمیته. چن شب پیشم چون باهاش بحثم شد که مهمونی دوره ای شبونه برا مرد زن و بچه دار که زنشم غریبه با نیم ساعت راه برا مهمونی رفتن معنی داره برگشته میگه با این کارات جاتو تو این خونه تنگ کردی! اگه طلاق بگیری خ خوشحال میشم از مهریتم نمیترسم بچه هم ازت میگیرم. هر دفعه میگه طلاقت میدم بچه هم ازت میگیرم. ی هفته هم باهاش دعوا کردم تا برنج و میوه و مرغ بخره بیاره تو خونه هیچی نداشتیم بخوریم
وقتی بیدار شد یه چایی براش بریز بگو هرسال این موقع کنار هم جشن میگرفتیم اگه گفت چه خبر بوده بگو ی ...
نه اتفاقا مردا درک ندارن رک باید بگی انتظار داشتم دیروز که زنگ نزدیک تولدمو تبریک بگی حداقل گردن خوردت داری میای یه گلی کوفتی بگیری حداقل اونا بخوره تو سرت بغلم کنی بگی خانومم شرمنده راهم دور بود که بیام تولدتو جشن بگیریم
بعد میفهمن
از اینکه زنی دیوانه وار با تو بحث می کند خوش حال باش!دنیای زن ها کاملا متفاوت است؛ زن اگر سکوت کردبدان سکوتش نشانه ی پایان توست