بچه ها من با یه پسری دوس بودم حدودا دو سال پیش مدتش خیلی کم بود سه چهار ماه. با قیافه و قدش کلا مشکل داشتم حس میکردم فقط لب و دهنه یه کافه رستوران خوب منو نبرد ولی همش میگفت تو چقد خانومی دوست دارم و ....وضعیت خونوادش بد نیس ماشین تقریبا خوب داره من ارشد دارم اون لیسانس من ۳۹ سالمه اون ۴۲. هیچکدوم تاحالا ازدواج نکردیم. دفه قبل یبار گفت می یام دنبالت و .... بدون اینکه به من خبر بده نیومد. یبارم گفت خالم خونه نیس خونش خالیه بیا اینجا صحبت کنیم ماشینم تعمیرگاهه من قاطی کردم نرفتم و بلاکش کردم. همون موقع کلی پیگیری کرد و .... نبخشیدمش. الان دو سه روز پیش زنگ زد با شماره دیگه گفت من دلم خیلی برات تنگ شده و همه جا شلوغه و نگرانت بودم و... .... بعد گفت بهت زنگ میزنم دو روزه هی زنگ میزنه من جواب نمیدم. گاهی فک میکنم همینکارارو کردم الان تنهام کوتاه بیام بعد میگم نه وقتی معیارای منو نداره ولش کن. کلنم نسبت به ازدواج هم ناامیدم هم دیگه رغبت ندارم. ضمنا سنم اصلا به قیافم نمیخوره و پیشنهادای کوچیکتر از خودم خیلی دارم. بنظرتون جواب بدم مثلا بگم زنگ نزن معیارامو نداری و ... یا فرصت بدم یا چی؟
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
واقعا موقعیت زیاد داشتم تو زندگیم ولی هیچکدوم خوب نبودن بنظرم اصلا نمیگم من طحفم ولی هیچوقت ادمی که در سطح خودم باشه سراغم نیومده همیشه خیلی پایینتر از من بودن. ازدواج اولپیتم نبوده ولی حرفای دیگران اذیتم میکنه همیشه دوس دلشتم ازدواج خوب کنم نه هر ازدواجی