2789

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

از تنم تا تنش یک وجب بود

وقت چسبیدن ِ لب به لب بود

عقل ! امّـا جدایی طلب بود

بود ! امـّـا دخالت نمی کرد!

عشق ِ من ، لکه ی دامنش بود

من حواسم به پیراهنش بود

او حواسش به مرز تنش بود

بود! امــّا رعایت نمی کرد !!

آن شب از جان مستم چه میخواست

دست او روی دستم چه میخواست

وسوسه از شکستم چه میخواست

تف بر این ارتجاع ِ صعودی !

دستش افتاد در موج موبم

پاره شد جامه از رو به رویم!

مانده ام از چه چیزی بگویم !

آه یوسف ! تو دیگر که بودی ...

عقل میگوید : « این کار زشت است »

عشق میگوید : « این سرنوشت است !

اولین درب های بهشت است

آخرین دکمه های لباســش ! »

باز کردم ! رسیدم به آتش !

آتش ، امّــا برای سیاوَش !

خیره در سرخی ِ التماسش

غرق در آبی ِ چشم هایش

من حواسم به او ... او حواسش ...

آخرین دکمه های لباسش ...

آخرین دکمه های لباسش ...

شبی شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را

کسی اینجا نمی فهمد من و حالِ خرابم را

اگر چه سخت بیزارم ازاین تقدیرِ سَرخورده

ولی میگیرم از دنیا همه حق و حسابم را

شدم مأیوس باظلمی که ازاطرافیان دیدم

همان هایی که میدیدندغَمِ پشتِ نقابم را

چراسهم من ازدنیا عذاب و دل شکستن شد!؟

کسی می داند آیا این سوالِ بی جوابم را!؟

باید كسی باشد شبی ماتم بگیرد

وقتی نبودم صورتش را غم بگیرد

باید كسی باشد كه عكس خنده ام را

در لابه لای گریه اش محكم بگیرد

چشمش به هر كوچه خیابانی بیافتد

باران تنهاتر شدن، نَم نَم... بگیرد

هی شهر را با خاطراتش در نَوَردَد

آینده اش را سایه ای مبهم بگیرد

از گریههای او خدا قلبش بلرزد

از گریههای او نفسهایم بگیرد

من! جای خالی باشم و او هم برایم

هر پنج شنبه شاخه ای مریم بگیرد.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز