2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

میفرستم به تو پیغام پس از هر پیغام!

پاسخت مثل نجات پسری از اعدام !


مثل یک طفل زمین خوردهی بازی بودم!

قبل تو خسته و با عشق موازی بودم!


مثل سیگار خطرناک ترینت بودم!

خودکشی بودم و هولناک ترینت بودم!


مثل حالِ بَده " ماه دل من بیداری؟"

مثل زوری شدنِ "بنده وکیلم؟ آری!"


مثل مردی که شبی در تو وطن میگیرد!

یک شب آخر منِ تو در تنِ من میمیرد!


نکند موی مرا دست کسی شانه کند؟

خاطره جان مرا خسته و دیوانه کند؟


نکند جان مرا باد به یغما ببرد؟

نکند بوی تو را باد به هر جا ببرد؟


نکند اسم تو را غیر من اواز کند؟

که همین مصرع بالا غمی آغاز کند!


نکند حال مرا دیده رهایم بکنی؟

من محمد شده ام تا تو صدایم بکنی!


تو محالی و به ممکن شدنت درگیرم!

من همانم که تو غمگین بشوی میمیرم...


من فقط عاشق بی چون و چرایت بودم!

تو تمام من و من هم که فدایت بودم!


کاش یک شب برسی سر به خزانم بزنی!

کاش پروانه شوی به آسِمانم بزنی!


کاش مهمان کنمت باز شبی در تختم!

مینویسم به تو از بخت بد بدبختم!


شب بخیر ای که تویی باعث این حال خراب ...

شب بخیر هم نفسم، ماه من اسوده بخواب!

چمدان دست گرفتم که بگویی نروم

تو چرا سنگ شدی راه نشانم دادی؟

وقتی برید موی تو را خنجر عرب                                                          در تار و پود قالی کاشان کشیدمت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز