بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
برادرم، کتاب هایی برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند، هواپیمایی به سلامت فرود می آید ، جراح لبخند زنان اتاق عمل را ترک می کند، پسر کور بینایی اش را باز می یابد، عشاق سرانجام یکدیگر را یافته اند، عروسی در راه است، تشنگان به آب می رسند، به نان و آزادی.... ـ بهار جوانی ام که از آن حرف می زدند؛ پاییز بود. و حتی آن هم نه خزان داشت نه باران.تابستان مرده آیی بود نه گرم نه سرد؛ پر از ابر هایی که نمیدانستند چگونه ببارند.شاید برای همین از زمستان نمیترسیدم...و من هنوز به روزنه ی نور آفتاب، که از لای ابر چون کورسوی امید میتابید چشم دوخته بودم، چه بی رحم بود خورشید آرزو که نمی گذاشت به اطمینان تاریکی دنیا ، دل خوش کنم.راستش من همیشه غمگین بوده ام، این غمگینی را حتی در عکسهای دوران کودکیم هم میبینم،این اندوه را، این همیشه آشنا را،من همواره در خودم داشته ام. اندوه چنان شباهتی به من دارد که میتوانم آن را به عنوان هویت بر خود نهم....
سیر یکم رنده کن با کره تفت بده بعد رب بزن و یکم ادویه های دلخواهت تفت ک خورد یمقدار آب اضافه کن به این بعد نودلتو جدابپز بریز تو این سس با ادویه خودشو یکم سس قرمز مخلوط کن دیدی خیلی غلیظه یکم اب بریز اگ دلت خواست کنارش سوسیس سرخ کن یا همون تخم مرغ و پنیر پیتزا
یکم کره بریز دوتا دونه سیر رنده کن تفت بده تیکه های کوچیک مرغو بریز تفت بده ادویه بهش اضافه کن فلفل و نمک و اویشن بعد قارچ ورقه ای بریز یکم کنجد بعد سس تند یا قرمز بریز ادویه خود نودل درشو بزار نیم ساعتی بمونه با شعله کم بعد نودل آبکش شده رو اضافه کن