من ۲۳ اون ۲۰
بابا من قراره برم یه شرکت کار کنم
امروز باهام تماس گرفتن پیگیری کنن ببینن اقدام کردم برای طب کارو اینا
فردا صبحم قراره برم طب کار ازمایش بدم
من حالم بدددد اینام میخورن دم طرفشویی جمع میکنن انگار شدم حمال مامانمم بنده خدا دوشیفت میره سرکار نیست اصلا
بعد داداشم اومده پیشم میگه حالا الان یادت افتاده کار کنی تو این وضعیت جنگ گفتم چیکار کنم مثل تو ول بچرخم خوبه؟
خودش اصلا خونه نیست میره اخرشب میاد با دوستاش میره تو اعتراضات
منم عصبییی شدم دوتا اون گفت دوتا من گفتم