سلام من 14سالمه و پسرم
خب اینجاییم که عذاب وجدان منو رفع کنیم
ما یه اکیپ بودیم که چهار نفر بودیم من ،M,Z,B که هفتم باهم آشنا شدیم یعنی من با B,Mاشنا شدم Z رو میشناختم
آقا این Bکلا انگار میخواست منو بندازه بیرون با اینکه من کلی پشتش بودم کلی کمکش کردم اصلا سال هشتم رو من کمکش کردم تقلب رسوندم که نیوفته بیاد بالا
حالا امسال که ما نهم هستیم همه من و B تو یه کلاس و M,zیه کلاس هستن
من همینجوری به Bگفتم که میخوام بین Z,Mرو بهم بزنم
ولی اصلا حرفی خاصی نبود و یا بخوام واقعا کنم به چیزی در لحظه بود
حالا چند وقت بعد Bرابطش با اون دو تا بد میشه یکم برا اینکه خودشو بکشه بالا منو پله میکنه
میره میگه من گفتم میخوام بین اینا رو بهم بزنم آخر سال میخوام اینا رو کتک بزنم و کلی غیبت میکنم پیشتون در صورتی که من اگر چیزی هم گفتم تو رو گفتم و خودشون شاهدن من پشت سر کسی چیزی نمیگم تو رو میگم که دفاع کنه
اره خلاصه اونا باور کردن که من گفتم و جدی بودم
یک شب بهم پیام داد Mگفن نمیتونی خراب کنی اینا منم با خودم گفتم حالا که Bمیخواد بازی کنه بزار بازی کنم ماهم
کردن نگرفتم اصلا
زنک زدم بهش شستمش گذاشتمش کنار گفتم همین الان زنگ میزنی میگی دروغ گفتی گفت باشه بعد من قانع نشدم چون چند تا چیزم کرده بود توش زنگ زدم بهش فاز دوستی گرفتم همون شب اونم شروع کرد 45 دقیقه پشت اون دوتا غیبت کردن منم ویس گرفتم از صداش و براشون فرستادم و الان همه باهاش قهرم
توی این سه سال دوستی ماها این فرد منو پنج بار دعوا انداختم با این دو تا شدید
من کار بدی کردم ؟؟؟
سوالی هست بگین توضیح میدم حتما