سلام ماجرا اینه
پسر برادر شوهرم به شوخی گفته بود چرا کیک تولد نیاوردی برام منم به شوخی خداییش گفتم مگه تو برام یلدایی آوردی این ماجرا رو دختر برادر شوهرم هم پیش مادر شوهرم گفته بود هم شوهرم منم ناراحت شدم ازش تا اینکه رفتیم خونشون تا چند وسیله تحویل بدیم مادر شوهرم رفت داخل شوهرم پشت سرش هرچی اصرار کردن بیا بالا نرفتم شوهرم هم چشم غره رفتم اومد پایین میخواستیم بریم بازار دختر خواهر شوهرم رو به من کرد گفت مامانم برات جبران میکنه آخه مامانش برای شام غذا گذاشته بود از همون دیروز با شوهرم قهر کردیم منم حق به جانب اونم میگه تو اشتباه کردی زن برادرم خیلی بهت احترام گذاشت دخترش چیزی نگفته و فلان منم ناراحت که چرا جواب دختر برادرش رو نداده حالا شما چی میگید برای آشتی من پاپیش باید بذارم یا اون