دعا کن خدا از این موقعیت نجاتم
بده سه چهار روزه بیمارستانم
مادرم بستری شده
خواهر و برادرهام اصلن براشون اهمیتی نداره...
تمام بار مریضش رو دوش منه...همش کنار تختشم
همش اه و ناله و گریه زاری هاشو میبینم دلم ریش میشه
بی انصافی بعضی کادر درمانو از بالانگاه کردن بعضی دکترها
از این محیط متنفرم
تا وقتی مجرد بودم همینطور
ازدواجم کردم همینطور .....
میگن بچه زیاد بیارید خواهر برادر به درد هم بخورن.کمک هم بشن
کو؟؟؟؟؟داداشم ی زنگ نزده حالشو بپرسه