من اینطوری ام که خوبم و عادی ولی یهو در کثری از ثانیه بدنم میشه پر میشه از خشم پر از بغض و ناراحتی
دلم میخواد شیشه میشه بزنم بشکنم تو سکوت
دلم یه خونه کم نور و نسبتا تاریک میخاد که بعد از این که کل خونه رو در سکوت زدم شکستم بگیرم رو کاناپه بخوابم
و آرامش بگیرم
خیلی خشممو میخورم و سرکوب میکنم
و این منجر به بدتر شدنش میشه شدتش هر دفعه میره بالاتر
ولی چاره ای ندارم تو سرکار چه کاری از دستم میاد مگه
قرص افسردگی میخورم
من حال روحیم خیلی بده بچه ها
کمک
کلا عجیبم
از یه طرف دلم ازدواج و عشق و عاشقی میخاد
از یه طرف هرکی پیشنهاد میده جنگ به پا میکنم و گریه میکنم
نمیدونم اصن چ مرگمه
اصلا دلم نمیخاد هیچ مردی نگام کنه
حس کثافط بودن بهم دست میده
چندشم میشه
حالم از خودمو بدنم بهم میخوره
من چمه