امروز از فشار عصبی بدنم سست شد
انگار بدن نداشتم
پسرم اذیتای شدید داره این قدر گریه کردم این قدر جیغ زدم گفتم خدایا اگر این بچه می خواد ازار بینه بگیر ببرش خودت راحت کن این بچه رو هم راحت کن
گفتم چرا ما رو نمیبینی
پسرم ۲ ساعت تمام گریه خیلی وحشتناک کرد میگفت خونه داره من می خوره بچم روحی مریضه افسردگی داره تحت نظر روانپزشکه داروهای قوی می خوره
خودد دوقطبیم دارو می خورم. فیبرومیالژی دارم بدن دردایی که به مرز خودکشی میرسوندتت
۱۲ سالشه پسرم