2777
عنوان

قهر الکی

56 بازدید | 5 پست

دیشب میخواستم برم مراسم با مامانم شوهرم بردم ساعت ده شب پیام دادم بیا دنبالم بچه داری بی قراری میکنه گفت اسنپ بگیر برو باهم بحث مون شد با مامانمم با اسنپ برگشتیم خونه مامانم، بعدش نیومد دنبالم رفت حونه مسافتم زیاد بود نمیشد خودم برم مراسمم محله مامانم بود الان دیشب نیومد امشبم نیومده خونه مامانم حس راحتی نمکنم سخته واسم وای اینکه بخوام خودم برم خونه سخته سبک میشم نمیدونم چکار کنم خیلی خستم و تنها دلم میخواد بمیرم اما دلم واسه بچم میسوزه

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز