من معمولا اگه زیاد به یه نفر فکر میکنم یه تیکه خواب ازش میبینم ولی اون شب خونه عموم بردار شوهر دختر خانم اونجا بود دو بار کلا دیدمش اونم دعوتی بود بعد من اصلا بهش فکر نمیکردم 3 تا خواب طولانی باهاش دیدم خیلی وقت پیش البته بعد تو مهمونی به چشمام نگاه میکرد بعد بیشتر خوابارو یادم نی ولی تا جایی که یادمه یکیشون هدیه بهم داد یکیشون دستمو تند گرفته بود حلقه انداخت یکیشون صورتشو نزدیک صورتم کرد تعبیر و ایناش چیه ولی در حالت عادیش مامانش خیلی باهام مهربونه