سلامخواهشا کمک کنید
منتوخانواده۵نفره زندگی میکنم ۱۶سالمه ولی به عنوان یه نوجوان خیلی محدود وبدبختم پدرم از اون مردای سنتی هست مادرمم که همه توجهش به برادر بزرگتر وخواهرمه اصلا هیچکی منونمیبینه هیچدوستی ندارم بخاطر تحقیر ها واذیت هایی که توسط خانوادم شدم همیشه احساس پوچی میکنم پدرم یجورایی انگار دختر ستیزه نهگوشی دارم نه میتونم حریم خصوصی داشته باشم برای یه نوجوان چی بدتر از این که حریم خصوصی نداشته باشه؟؟؟؟؟من بخاطر همه بلاها که سرم اومده همه اعتماد به نفسم رو از دست دادم نمیتونم با هیچکی ارتباط برقرار کنم تو مدرسه به جز تک وتوکی هیچ دوست صمیمی ندارم قبلا داشتم ولی خب بهم خورد دوستیمون ،حتی تو عروسی هم یه گوشی میشینم و زا حسرت به دخترای فامیل نگاه میکنم که نمیتونم مثل اونا تیپ بزنم خدا من حتی حق یه رژ لب زدن هم ندارم !!!من همیشه احساش کمبود میکنم پدرم اصلا انگار دختر وزن ها رو آدم حساب نمیکنه هیچوقت از طرف پدر ومادرم احساس محبت نکردم شاید باورتون نشه ولی گاهی اونقدر عصبی میشم که آرزوی مرگ پدر و مادرم وخانوادمو میکنم ....تنها کارم شده گریه وحرف زدن با خدا همین
کل روز رو خودمو بادرس سرگرم میکنم که نرم تو هال بشینم پیششون
تنها امیدم اینه بتونم با درس به یه جایی برسم نمیدونم شاید تنها نقطه مثبتم معدل بیستم باشه
آها اینم یادم اومد که هیچوقت خوبیای منو نمیبنن و..اگه غلط املایی داشتم ببخشید.ببخشید سرتونو درد آوردم نمیدونم میخونید یا نه خواستم خودمو جایی که کسی منو نمیشناسه خالی کنم 🍂