داستان رو خیلی تغییر دادن
آدم نمیتونه پیش بینی کنه
ولی توی کتاب میره با رحیم و بابام کلا از فرزندی ردش میکنه بهد مامان رحیم تو زندگی شون موش میدوونه و زندگی شون جهنم میشه یه بچه به دنیا میاره بچه دوم رو که حامله میشه میره سقطش میکنه که باعث میشه نازا شه رحیم میفهمه و بد تر میشه اوضاع بعد بچه ی اولش تو حوض به علت بی مسئولیتی مادرش شوهرش فوت میکنه خلاصه محبوب ا! خونه رحیم فرار میکنه میره خونهی زن دوم باباش بعد کم کم با باباش رو به رو میشه و منصور میاد خواستگاریش و به عنوان زن دومش باهاش ازدواج میکنه و......