شما جای من بودید با این خاله چی کار میکردید؟
از بعد فوت مامانم خاله من شروع کرده بود به این حرف ها:
خالم میگفت باید پول بدید به من برای حج مامانت نایب بگیرم درحالی که ما ثروتمند نبودیم که حج واجب شه به مامانم و مامانم هم حج نخواسته بود و مامانم اعتقادی هم به حج نداشت
خالم میگفت چون مامانت شاغل بوده و تمام حقوقش رو میاورده تو زندگی پس حالا تو و بابات باید خونه و ماشین و طلا و هرچی دارید رو بفروشید یک سوم پولش رو بدید به من برای مامانت خیرات کنم در حالی که مامانم یک سوم اموال نخواسته بود و من و بابام هم اگه یک سوم اموالمون رو میدادیم خودمون میفتادیم تو فقر
طبق قانون حقوق بازنشستگی مامانم که کارمند دولت بوده تا زمانی که سرکار نمیرم و ازدواج نکردم به من داده میشه و خالم بهم میگفت باید هرماه یک سوم حقوق مامانت که میگیری رو بدی به من برای مامانت خیرات کنم چون حقوق مال مامانت بوده در حالی که اگه هرماه یک سوم حقوق رو میدادم خودمون با مشکلات مالی رو به رو میشدیم تو این تورم و مامانم هم از وقتی بچه بودم خیلی اذیتم میکرد و خیلی بهم ظلم میکرد و چنین مادری حقش نیست این همه خیرات براش داده شه
من و بابام هم نمیخواستیم این همه خیرات بدیم برای مامانم
فامیل های مامانم خصوصا خالم وقتی مامانم زنده بود همش به مامانم میگفتن تو که لیسانس و شاغل بودی چرا زن این شدی؟ ( بابام کارمند بود الانم بازنشسته شده) همش میزدن تو سر مامانم و مسخرش میکردن و تحقیرش میکردن و پز زندگی های خودشون و بچه هاشون رو به مامانم میدادن و خالم به مامانم یه حرفایی میزد و یه تهمت هایی به بابام میزد که مامانم دعوا میکرد با بابام و از وقتی بچه بودم دعوا بین مامان و بابام خیلی زیاد بود
خالم یه صندوق درست کرده بود و از فامیل ها همه خمس و زکات و صدقات و فطریه و کفاره و... رو میگرفت و میریخت تو صندوقش و از اون پول به یه عده فقیر وام میداد و با قسط و بهره ازشون پس میگرفت و نکته عجیب دیگه این که خالم از کمیته امداد خیلی بد میگفت و به فامیل ها میگفت صدقه هاتون رو ندید کمیته امداد همشونو بدید به صندوق من!
خالم خیلی مذهبی بود و ادعا میکرد خیلی ادم پاکیه و مرده ها از اون دنیا براش خبر میارن و ادعا میکرد مرده ها اومدن تو خوابش و بهش گفتن تو اون دنیا هم مدرسه و بیمارستان و... وجود داره! خالم ادعا میکرد مرده های معروف مثل علی اکبر دهخدا نویسنده لغت نامه دهخدا اومدن به خوابش و التماسش کردن که براشون خیرات بده!
خالم همش سعی میکرد بهم بگه بابام باعث مرگ مامانم شده و بابام بدجنسه و میخواد اموالمو بالا بکشه و... درحالی که مامانم در اثر سرطان مرده بود و بابام هم اهل این کارها نبود