ببین یهچیزی بهت بگم خواهرانه
من خودم با پسری ۷سال دوست بودم.
خوب؟
اونم همش میگفت شرایط ندارم و فلان.منم همه خواستگارامو رد میکردم
چون دلم پیش دوستم بود..
تا فهمید خواستکار دارم و نمیشه رد کنم و میخوان بیان خونمون...اومد جلو
با اینکه پدرم مخالف بود ولی گفت من پشتتونم..
من خوبی هایهر دو طرفو گداشتم کفه ترازو
دیدم واقعا احساساتی دارم تصمیم میکیرم...پس به خواستگارم اجازه دادم بیاد خونه و نامزد کردیم و عروسی.
الانم اصلااااااا پشیمون نیستم..
شما امبرو فک کن
ببین شاید انقدر دلبسته ی اون اقا هستی که خوبی خواستگارت به چشمت نمیاد
در حق خودت جفا نکن