کل ادمای دورت چی؟بر علیهت بودن؟خودت تنها مونده بودی؟از همه بریدی؟کلی درس چی کلی درس گرفتی؟
خواهرمو مامانم اولش مخالف بودن چون من دانشجوی پزشکیم اما همسرم دیپلم داشت خانواده اش وضع مالیش یکم از ما پایین ترن سر اینا مخالف بودن که همسرم درس خوند به خاطرم الان مهندسه و شکر خدا وضعشم خوبه هیچوقت از خدا نا امید نشو اگه پسر خوبی باشه همه میبینن چقدر میتونه خوشبختت کنه الان خونواده من همسرم نور چشمیشونه من نباشم مهم نیس انگار اون پسرشونه تا داماد
دقیقا همینطوره اون روز بابام یه حرف خوبی زد گفت انقد خیالم ازت راحته که میگم من نباشم اون هم برات پدره هم همسر خیلی خوبیه خیلی وقتا دیدم انقدر دوست داره مثل بچه اش باهات رفتار میکنه اونجا فهمیدم پا فشاری برای رسیدن بهش کار درستی بوده