سلام امروز شوهرم با داداشش. قرار بود واسه یه کاری برن ی شهری ک با خونمون حدود ۴۰ دقیقه فاصله داشت. حالا بی خبر از من. دوتایی. با داداشش. خواهرشوهرمو برداشتن بردن. ی شهری ک حدود ۵ ساعت با ما فاصلس. از ای طرفم فردا قرار بود واسه ی کاری بریم. ی جایی خودمو شوهرم. شوهرم الان رفته تا شب میرسن بعد احتمالا دیگه همونجا. هم میخوابه. فردا به کارمون هم نمیرسیم.
حالا من واسه دو دلیل ناراحتم یک اینکه شوهرم مگه تاکسیه خواهرشه ک اینننن همه راه اینم تو این زمستونو برف ورداره ببره اون شهر دور خودش پسر داره میذاشت پسرش ک مرخصی داشت ببرتش. دو اینکه چرا اصلا امروز ب من چیزی نگفت ک دارن میرن اون شهر تا اینکه خودم بهش زنگ زدم گفت بهم
.
بنظرتون طبیعیه خیلیییی عصبیم اللن؟ بهش گفتم. نرسیده باید برگردی