من وضعیت خانوادگیم داغونه خلاصه روزهای خوش ندارم چندساله دارم سخت ترین روزهای عمرم رومیگذرونم از نظر روانی خیلی مشکلات داشتم مخصوصا با مادرماصلا آبمون تو یه جوب نمیره خلاصه شده ۲۴ سالم درسم حوصلم نمیکشه بخونم بس که عصبی شدم یرکارم میرم ولی فروشندم از کارمم راضی نیستم الان یه خواستگار ۳۶ ساله دارم که شغلش اینه دفتر نمایندگی نصب آسانسور داره درامدشم معمولی سه تومن ایناست ولی ظاهرش بدلم نیس زیاد بعنی بدمم نمیاد ولی مثلا شوقی براش ندارم اینکه ببویمش بغلش کنم دلمبخپاد منارش باشم این خس روندارم بنظرتون بعد ازدواح درست میشه؟
درآمد معمولی سه میلیارد؟ اون سه تومن چی بود من نفهمیدم
کارشان تفکیک است : زن را از مرد، عقل را از بدن، انسانیت را از جامعه...//////////////////////// آلبر کامو / یادداشت ها: با مرگش شادی وصف ناپذیری شروع میشد اما عذاب همین است:«آنها بموقع نمی میرند.». //// پایان زندگی او، یک روز پربرکت است...
کارشان تفکیک است : زن را از مرد، عقل را از بدن، انسانیت را از جامعه...//////////////////////// آلبر کامو / یادداشت ها: با مرگش شادی وصف ناپذیری شروع میشد اما عذاب همین است:«آنها بموقع نمی میرند.». //// پایان زندگی او، یک روز پربرکت است...