و فکر میکردم توی همه خانواده ها اینطوریه که ناهار دارن ولی شام مجبورن نون و پنیر بخورن کره و عسل بخورند ولی ماهی یه بار اگر مادرم هوس میکرد شام املت درست میکرد فکر میکردم چلو کباب داده بهمون
انقدر ما رو اینطوری عادت داد تا اینکه وقتی ازدواج کردم شوهرم همش گله داشت که چرا شام نداریم چرا شام درست نمیکنی
برای همین موضوع تا پای طلاق پیش رفتیم
این دلیلش تنبلی نبود فقط همین بود که مادرم ما رو لایق شام درست کردن نمیدونست و منم ناخودآگاه این روند و برای همسرم پیاده کردم
اون همیشه خونش تمیز و همه چیز برق میزد
ولی هیچ وقت به غذای ما رسیدگی نمیکرد
الانم بابام بدبخت با این سن دیگه عادتش داده این زن
حتی پدرم روزایی که خیلی مشغله کاریش زیاده میاد میبینه خامه و عسل یا نون و پنیر و گردو شامشه
واقعا کارش اشتباه نبود؟؟؟
یعنی تغذیه بچه هاش و همسرش براش مهم نبود؟؟؟
هنوزم درست نشده این وضعیت توی خونشون