خیلی چیزها بعد ۶ سال که فکر کردم دیدم از اول همین بوده من زیادی قانع بودم ازش راضی و یکسره هم قربون و صدقش میرفتم میگفتم من بدون تو میمیرم 😐مشکلات جدی که خط قرمزم رو رد کرد بعد ۸ سال بود از چشم افتاد مثل قبلنا براش نمیمیرم ولی خب پدر بچه هامه خیلی از اون بابت تلاش کرده و میکنه اعتمادمو جلب کنه ولی من دیگه آدم ساده و اعتماد صدرصدی نیستم البته یه مدتم کلا بدبین و شکاک شده بودم الان خداروشکر بهترم
منتظر بودم یکی پیدا شه اینو بگه ... حالم از این جمله بهم میخوره کی میخواین دست از گفتن این حرف وردارید ؟هرچی میشه به دیگران میگید هنوز اولشه و فکر میکنید همه سر انجامشون مثل خودتون میشه اما اینطور نیست ... من زندگیم و همسرم رو دوست دارم و هنوز هم همون شور و شوقی رو نسبت بهش دارم که اولین روزهای آشنایی باهاش داشتم هنوز هم همون قدر ذوق اومدنش به خونه رو دارم که دوران نامزدی و عقد ذوق اومدنش رو داشتم ، تا لحظهای هم که زنده باشم اون همیشه عشق زندگیمه و ذرهای حسم نسبت بهش کم نمیشه