2777
2789
عنوان

بیایید به من نصیحت کنید لطفا

| مشاهده متن کامل بحث + 442 بازدید | 75 پست
ببین این هوش مصنوعی خیلی بده اصلا نمیتونه نقش تراپیست رو داشته باشه چون بر اساس داده است نه علم و من ...

همه توصیه هایی که عوش مصنوعی میگه رو مشاور خانواده هم بهم گفت همونارو

تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد. وقتی قهوه میخوری، از تلخیش لذت میبری.. اما وقتی بادوم بخوری و تلخ باشه میندازیش دور... چون از بادوم انتظار تلخی نداری! بحث بحثه انتظاره میگیری که چی میگم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یعنی متولد ۸۳ ؟منم۸۳ ام

نه 86

تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد. وقتی قهوه میخوری، از تلخیش لذت میبری.. اما وقتی بادوم بخوری و تلخ باشه میندازیش دور... چون از بادوم انتظار تلخی نداری! بحث بحثه انتظاره میگیری که چی میگم

حالا بزار من مشکلم رو بگم تو منو راهنمایی کن من مشکل صدا بیزاری دارم انگار خیلی هم شنواییم قوی شده کوچکترین صدا ها رو میشنوم و اذیت میشم مثلا صدای نفس آدما صدای دهن موقع غذا خوردن صدای دندون قروچه شبانه خواهرم صدای خر و پف بابام صدای یخچال صدای انبساط و انقباض تیرچه های توی دیوار و..... و واقعا عصبی میشم در حدی که شب نمیتونم بخوابم مثل الان این مشکلم وقتی شروع شد که خواهر تو خواب تشنج کرد البته ۲ سال پیش و کلا همون یک بار بود اون خوب شد ولی وحشت و حساسیت من مونده و داره دیوونم میکنه در حدی که وقتی خواهر خیلی دندون قروچه میکنه میریم بالا سرش میشینم هی چکش میکنم یا اینکه بیدارش میکنم از خواب

دختر خوب ۸۶ میشه ۱۸ سال که

1385،12،28

متولد هشتاد و پنجم. اما دو روز بعدش سال 86 میشه. هشتاد و شش حساب میشم

تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد. وقتی قهوه میخوری، از تلخیش لذت میبری.. اما وقتی بادوم بخوری و تلخ باشه میندازیش دور... چون از بادوم انتظار تلخی نداری! بحث بحثه انتظاره میگیری که چی میگم

1385،12،28متولد هشتاد و پنجم. اما دو روز بعدش سال 86 میشه. هشتاد و شش حساب میشم

با امروز دقیق میشی ۱۸ سال ۹ ماه ۱۱ روز 😀

با این سایت محاسبه سن دقیق حسابش کردم

حالا جدا از اون واسه مشکلت اگه بتونی با یه مشاور خانواده صحبت کنی بهتره

بستگی داره اینکه اون دخترِ چطوری بوده میدونسته که شوهرت زن داره یا چه مدت بوده ک باهم ارتباط داشتن ا ...

الان همشو گفتم بنظرت رابطه داشتن؟

تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد. وقتی قهوه میخوری، از تلخیش لذت میبری.. اما وقتی بادوم بخوری و تلخ باشه میندازیش دور... چون از بادوم انتظار تلخی نداری! بحث بحثه انتظاره میگیری که چی میگم

بستگی داره اینکه اون دخترِ چطوری بوده میدونسته که شوهرت زن داره یا چه مدت بوده ک باهم ارتباط داشتن ا ...

یعنی چی اون دختر چطوری بوده.

زن چهل ساله بود

تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد. وقتی قهوه میخوری، از تلخیش لذت میبری.. اما وقتی بادوم بخوری و تلخ باشه میندازیش دور... چون از بادوم انتظار تلخی نداری! بحث بحثه انتظاره میگیری که چی میگم

اگه قران بخونم اروم میشم؟ خدا صدامو میشنوه؟ قبولم میکنه؟

خدا اصلا کارش همینه😄 (قال ربکم ادعونی استجب لکم) رو دقیقا برا همین موقع ها گفته. آیه ۱۸۶ بقره هم جواب این سواله. به شخصه سیوش کردم گاها میخونم دلم آروم میگیره.


یه راهکار قرآنی هم هست مخصوص محبت بین زن و شوهر خودمون جدیدا انجام میدیم.

روز چهارشنبه ۳ بار سوره مزمل را روی شربت شیرین بخوانید و نصف زن و نصف مرد از این شربت میل کنند. چهار چهارشنبه این روش را انجام دهید به نیت محبت في مابين فلانی و فلانی(اسم زن و شوهر)

اگر کل خانواده باهم ناسازگار هستند میتوانید به نیت محبت و مهر بين افراد خانواده بخوانید و همگی از این شربت بخورند.

بعد اگه تونستید به نیت کرامت این عمل به حیوونای گرسنه مثل گربه ها و پرنده ها غذا بدید. یا دوتا دونه نون یا شیرینی یا هرچی بدید به نیازمند.

فقط اینکه این آب قرآنیه و حتی یه قطره هم نباید تو فاضلاب بره. ظروفی که توش از این آب هست بذارید کامل خشک شه بعد بشورید.



کاربری غیرفعال

خیلی عجولم. صبر ندارم میگم امروز جواب نداد پس بیخیال. خیلی پر حرفم و میخندم و شوهرم دوست نداره اینجو ...

عزیزم در برابر همه مردها مخصوصاً همسر شما صبوری لازمه!

به توصیههای ایشون عمل بکنید قطع به یقین نتیجهشو میبینید

انشالله که خدا کمکتون کنه

نه تو آنی که همانی نه من آنم که تو دانی ... (Free Free Palestine 🫒🇵🇸🕊️)

خب پس تو که زیاد فکر میکنی موضوع باز برای خودت نگه ندار تا حدی که میشه از موضوعی که ناراحتی دربارهاش ...

الان با شوهرم حرف زدم گفتم قصدم نه دعواست نه توهین نه محکوم کردن تو. بیا زن و شوهر بودنو بذاریم کنار و بشیم رفیق هم. فقط بهم بگو دروغکی قسم خوردی یا نه. شوهرم گفت وقتی بیست سالم بود رفتم فاح شه خونه دوستام مجبورم کردن. اونجا با یه زن چهل ساله رابطه داشتم حالم از بدنش بهم خورد. گفت از بعد اون فقط خود ارضایی میکردم و با کسی رابطه جنسی نداشتم تو گوشی س کس چت میکردم یا دوست میشدم اما رابطه نه.

گفت ابدا بعد عقد با تو به کسی دست نزدم.

شوهرم اصلا تا حالا در مورد این چیزا حرف نزده بود اما الان راحت انگار رفیقش بودم همه چی رو تعریف کرد از اول تا اخر. خیالم راحت شد

تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد. وقتی قهوه میخوری، از تلخیش لذت میبری.. اما وقتی بادوم بخوری و تلخ باشه میندازیش دور... چون از بادوم انتظار تلخی نداری! بحث بحثه انتظاره میگیری که چی میگم

خب پس تو که زیاد فکر میکنی موضوع باز برای خودت نگه ندار تا حدی که میشه از موضوعی که ناراحتی دربارهاش ...

الان خیالم راحت باشه بنظرت؟

شوهرم گفت من جون بچمو نمیتونم قسم بخورم اونوقت چطوری میتونم به قرآن خدا دست بذارم و دروغ بگم. همشو راست گفتم

تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد. وقتی قهوه میخوری، از تلخیش لذت میبری.. اما وقتی بادوم بخوری و تلخ باشه میندازیش دور... چون از بادوم انتظار تلخی نداری! بحث بحثه انتظاره میگیری که چی میگم

عزیزم در برابر همه مردها مخصوصاً همسر شما صبوری لازمه! به توصیههای ایشون عمل بکنید قطع به یقین نتیجه ...

یعنی خودمو کنترل کنم پر حرفی نکنم؟

تو مرا آزردی !...که خودم کوچ کنم از شهرت !تو خیالت راحت !میروم از قلبت!میشوم دورترین خاطره در شبهایت !تو به من میخندی !و به خود میگویی ، باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...برنمی گردم ، نه !میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...عشق زیباست و حرمت دارد. وقتی قهوه میخوری، از تلخیش لذت میبری.. اما وقتی بادوم بخوری و تلخ باشه میندازیش دور... چون از بادوم انتظار تلخی نداری! بحث بحثه انتظاره میگیری که چی میگم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز