به سلیمان جهان از طرف مور سلام به حسین از طرف وصله ناجور سلام السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 💚یکی از بزرگترین آرزوهام رفتن ب کربلاست بین الحرمین همونجا ک تو دوراهی میمونن نمیدونن جلو حضرت عباس زانو بزنم یا امام حسین (ع)💚متاهلم❤️میشه واسه مادر شدنم دعا کنید دعا کنید خدا فرزندی سالم صالح زیبا باهوش ترجیحاً دختر بهم بده اگه صلاح می دونه 💚💚من یه درونگرام 💚💚هزاران حرفهای نگفته درسینه دارم 🍁🍂 دی ماهیم💚 عاشق خدا و اهل بیت 💚اگه راه حلی برای حاجت روایی داری بهم بگو..مازندرانیم که مازندران شهر ما یاد باد همیشه بروبومش آباد باد
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من۱۱پرومکس دارم شوهرم۱۳پرومکس ابجیم۱۳ساده شوهرش ۱۶پرومکس دوستم۱۴پرومکس بین اینا همه گوشی شوهرم از همه خیلیییی بهتره خیلییی
پدر پشتمشکست از رفتن تو/پدر شادی تموم شد توغمتو همیشه بزرگترین آرزوم این بود پاهای بابام وببوسم ولی هیچوقت رومنمیشد خجالت میکشیدم روزی که توسردخونه دیدار آخرم بود نشستم کف سردخونه وچنددقیقه بی وقفه پاهاش وبوسیدم بدون هیچخجالتی بدترین لحظه عمرم بود که از خودم تاهمیشه متنفر شدم توروخدا هیچوقت هیچوقت خجالت نکشید از بوسیدن دستای پدرمادرتوننذارین خدای نکرده ی روز این نوع بوسیدن تجربه کنید.درسته بعد بابام نفس میکشم ولی زندگی نمیکنم اصلا فقط به اجبار روزهامیگذره چون چاره ای ندارم ولی وقتی تموم جانم دیگه روزمین نیست منم نیستم روحمنیست جسمم که ادامه میده هیچوقت دیگه ادم قبل نمیشم🖤🥀خیلی دلتنگتم بابای مهربونم بابای خوبم خیلی قلبم تحمل این حجم دلتنگی نداره🥀🥀🥀
آره ۱۲ و۱۳خیلی رواجه۱۴چطور بعد از ۱۳خوبه به نظرتون؟
دوستم۱۴داره خیلیی اذیت میشد همش انتنش میپرید
ولی تاالان گوشی شوهرم هیچ مشکلی نداشت هیچی
البته منم خدای از گوشی خودمراضی بودم از دست افتاد ال سی دی شکست دادم تعمیر دیگ اذیت میکنه
پدر پشتمشکست از رفتن تو/پدر شادی تموم شد توغمتو همیشه بزرگترین آرزوم این بود پاهای بابام وببوسم ولی هیچوقت رومنمیشد خجالت میکشیدم روزی که توسردخونه دیدار آخرم بود نشستم کف سردخونه وچنددقیقه بی وقفه پاهاش وبوسیدم بدون هیچخجالتی بدترین لحظه عمرم بود که از خودم تاهمیشه متنفر شدم توروخدا هیچوقت هیچوقت خجالت نکشید از بوسیدن دستای پدرمادرتوننذارین خدای نکرده ی روز این نوع بوسیدن تجربه کنید.درسته بعد بابام نفس میکشم ولی زندگی نمیکنم اصلا فقط به اجبار روزهامیگذره چون چاره ای ندارم ولی وقتی تموم جانم دیگه روزمین نیست منم نیستم روحمنیست جسمم که ادامه میده هیچوقت دیگه ادم قبل نمیشم🖤🥀خیلی دلتنگتم بابای مهربونم بابای خوبم خیلی قلبم تحمل این حجم دلتنگی نداره🥀🥀🥀