2777
2789
عنوان

من تازه ازدواج کردم ولی

| مشاهده متن کامل بحث + 631 بازدید | 20 پست

فکر کنم منظورت دو هفته سر خونه زندگی خودتون آخه تاپیک ها قدیمی تون هم در مورد همسرتون بود منم متاهلم فهمیدم مشکلی که با حرف زدن حل نشه حل شدنش سخته پس بجای تاپیک ها زیادی که اینجا میزنی بهتر با مشاور و همسرت حرف بزنی و مشکلات تو اصولی حل کنی اینجا هر کسی بر مبنای شرایط زندگی و منطق خودش نظر میده

با احترام به همه نظرات ، لطفاً موافق یا مخالف نظرات من  بودید ،ریپلای نکنید . مخاطب من  صرفاً استارتر 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

همیشه با یک مشاور در ارتباط باش

بهترین کار

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است

عزیزم اوایل زندگی سخته چون دوتا ادم با افکار و شخصیت متفاوت کنار هم و زیر یه سقف قرار گرفتید

باید صبوری کنی و سعی کنی زندگیتو بسازی

سیاست به خرج بده سعی کن رگ خواب همسرتو پیدا کنی، محبت کن هر راه و روشی که بلدی (مطالعه کن در مورد بهتر شدن رابطتون)

مطمئن باش این روزا میگذره و زندگیتو میسازی

از کجا باید بفهمم

دعا گرفتن شوهرت خاله زنک و فضول و خبرچین بشه؟!

عزیزم منطقی باش و وضعیت رو درست تحلیل کن.

ارتباط با آدمی که این خصوصیات رو داره حتی به عنوان همسایه ده خونه اونورتر هم عذابه چه برسه به زندگی مشترک. سعی کن اینو به همسرت حالی کنی. بگو شاید یکی پاپیچت شد از تختخوابت بگی میشینی تعریف میکنی؟ غیرت نداری حریم خصوصی هم برات تعریف نشده؟ اگه قراره اینجوری ادامه بدی منم خیلی چیزا برای گفتن دارم از فردا گوشی دست بگیرم رسوای عالمت کنم.

نذار فکر کنه میترسی.

مادرشوهرت زنگ میزنه آروم حرف بزن بگو راستش من دخترم بلد نیستم این همه ناز بکشم. مدام باید مراقب باشم تو پریودی و مریضی و... چیزی نگم بهش بربخوره. الانم واقعا نمیدونم چیکار کردم. شاید کار درستی میکنه به شما میگه؛ بهتره منم به پدرم و یه بزرگتری تو فامیل زنگ بزنم اونا مردن بهتر میدونن.

فکر میکردم میتونم همه آدمها رو نجات بدم..‌. تا اینکه متوجه شدم اونا دارن خودمم توی باتلاق غرق میکنن.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792