بعدشم میدونه منصور عاشق محبوبه است ولی بازم بهش چشم داره
خوشم نمیاد
داستان عشق اولم ، تو تاپیک هست هیچ کدوم از رمانها و قصه ها تخیلی نیستن، واقعی هستن مثل بامداد خمار💔تو را چه کسی اسراف میکند درحالی که من به ذره ذره تو محتاجم🌹🌹❌💕
آره منصور اون دور و ورا بود تا کاری کنه چقدر جنتلمنه آخه 🥹😂یعنی واقعا محبوبه کم عقل دلم میخواد برم ...
😫😅
خیلی رومخه
کتابش واقعا قشنگه، خیلی خوب نوشته
بعدا یه جوری عشق منصور میشه
که حتی به نیم تاج هم حسودی میکنه
داستان عشق اولم ، تو تاپیک هست هیچ کدوم از رمانها و قصه ها تخیلی نیستن، واقعی هستن مثل بامداد خمار💔تو را چه کسی اسراف میکند درحالی که من به ذره ذره تو محتاجم🌹🌹❌💕
درست نیست همه بهش بد میگن بنده خدا علم غیب نداشته که بدونه بعد ازدواجش با رحیم چی میشه.الان برای منو ...
دقیقا روز بعد از عروسی با رحیم میفهمه
تو کتابش که اینو میگه
داستان عشق اولم ، تو تاپیک هست هیچ کدوم از رمانها و قصه ها تخیلی نیستن، واقعی هستن مثل بامداد خمار💔تو را چه کسی اسراف میکند درحالی که من به ذره ذره تو محتاجم🌹🌹❌💕
خب با خودش میگه محبوب که داره اردواج میکنه چه اشکال داره منصور هم به اون برسه
اونجوری چشم شوهرش همیشه دنبال خواهرشه
آدم احساس امنیت نمیکنه
اینو متاهلا خوب میفهمن
داستان عشق اولم ، تو تاپیک هست هیچ کدوم از رمانها و قصه ها تخیلی نیستن، واقعی هستن مثل بامداد خمار💔تو را چه کسی اسراف میکند درحالی که من به ذره ذره تو محتاجم🌹🌹❌💕