اوایل فکرشم نمیکردم اینجوری باشه آخه خیلی مظلوم بود حتی وقتی که دعوا میکردیم من یکم ناراحت میشدم بغلم میکرد و گریه میکرد اما حالا مثل سگ هار شده هرچی میشه میزنتم حتی اگه یه دعوای ساده هم بکنیم باهم،البته اینم بگم که کتک زدناش از وقتی شروع شد که چت هامو با پسر خالم دید.. ولی آخه ما همون موقع همه چیز رو حل کردیم الان نمیدونم چرا از اون موقع به بعد اینجوری شده یعنی بخاطر همونه؟ یا دلیله دیگه ای داره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خانوادم اجازه نمیدن اگه هم بدن تا آخر عمر باید تیکه هاشون رو تحمل کنم آخه خانواده ی من طوری هستن که هیچوقت درکم نمیکنن اگه بگم بهم محبت نمیکنه و خوشحالم نمیکنه اونا اصلا این چیزا براشون مطرح نیست