منم فوبیا دارم. یه بار از مطب فرار کردم مث شما دوباره نوبت گرفتم گفتم نمیمیرم که با همراه رفتم به دکترم گفتممیترسم اونم همش باهام حرف میزد ارومم میکرد بعد بی حسی زدن اصن نفهمیدم نیم ساعت بعد کار تمومشده بود همش نیم ساعت کار داشت
هر بار میری نیمساعته برو بعرش کم کم عادت میکنی . من تازه اوق میزدم