ماشین گیر کرده بود تو گل نصف رفته بود زیر
پسره از اونور داره میاد میگهه اوووو
من به تو گفتم ماشین درنیار تو مگه نهه ماشینم نوعه و فلان مگه ماشین ندیده ای 😐 داشت چرت و پرت به بابای من که پنجاه سالشه میگفت
حالا زشتم بود با یه بچ گلاویز بشیم جلو همسایه ها داشت میگفت عنتر گ.. ه
اصلا چرت و پرتم میگفتا حرفاش ربطی به هم نداشت
خیلیییییییییییی دقم اومد
اصلا چرت و پرت محض میگفت و ما اینو ندیده بودیم که یگ ماشین در نیار
چرت و پرت میگفت
اخههه چر ما جلوی دیگران باید تحقیر بشیییم هااااااا
اصلا میون غریبه های باز تحقیر برمیگرده به ما
مثل وقتی که رفته. بودیم سفر